سلااام چطوریددد

دیشب نویسنده پارت رو فرستاد اما من نت نداشتم که بفرستم ببخشید

 

سلااام شبتون شکلاتی ببخشید که دیر پارت نوشتم بریم ادامهه😍

 

 من اما همه شکل و شباهتم به خانواده پدری ام رفته بود، پوستی سبزه،چشمانی سیاه،قدی متوسط و موهای مشکی و فر . بچه که بودم همیشه سر این همه تفاوت دعوا میکردیم ،که همیشه آخرش ننه برفاب مادربزرگ پدری ام میگفت :« تو‌رو خود خدا با یه خروار نمک فرستاده این دنیا .» آن وقتها میگفتم ،ننه برفاب برای دل خوش کردن من این حرفارو میزد .اما بزرگتر که شدم همین حرفارو از چند نفر دیگر شنیده بودم . مثلا یک بار فاطمه دختر بزرگ عمو رسیدم گفت ، چشمای تو درسته زمردی نیست گفت ، چشمای تو درسته زمردی نیست ولی درنده اس خب چه فایده آن زمان همه دنبال دختری با پوست سفید و موهای بور و طلایی بودند نه دختری به شمایل من ‌.وقتی به خودم آمدم مقابل در خانه ی عمو رشید بودم . در این حیاط بزرگ ما ننه برفاب و خانواده عمو رشید ،هر سه با هم زندگی میکردیم.که خانه ی ننه برفاب وسط خانه ی ما و عمو رشید بود .به نوعی دیگر خانه ی ما و خانه ی عمو رشید روبه روی هم قرار داشت.

تقه ای به در زدم و قبل از اینکه کسی بیاد به استقبالم در را هول دادم و داخل رفتم. با صدای نسبتا بلند گفتم:« فهمیه ،فهیمه کجایی ؟ » فهمیه دختر عمویم بود ؛خواهر فاطمه و آخرین فرزند از سه فرزند عمو رشید و زن عمو ظریفه .مادرم میگفت :« شیرین یکسالش پر نشده بود که فهیمه به دنیا اومد .» یعنی میشد گفت :« هیجده سالی سنش 

داشتند ،که اسمش فریبا بود .فریبا یک سالی از من کوچکتر بود و عزیز کرده عمو رشید و زن عمو ظریفه بود . یک روز که باهم در خانه ی پدربزرگم بازی میکردیم ؛فریبا به سمت نرده های چوبی ایوان دوید و همان لحظه فریبا ....... بگذریم الان هم کسی نفهمید فریبا چطوری افتاد کف حیاط و تنش با خالی شدن روحش سرد شد .( نویسنده : آخییی ،بمیرم براش 😣😥) زن عمو ظریفه به طرفم اومد

چی شده هاوین جان ؟ + سلام زن عمو - سلام عزیزم +فهمیه کجاست ؟؟ - تو اون اتاق داره موهاشو ،شونه میزنه .تو کجا بودی ؟ چرا نفس نفس میزنی ؟ + نفسم رو آروم فرستادم بیرون و گفتم :« مادرم دید ریناس رو بردم بیرون ،اونم دنبالم کرد 😅😁» - نکن دختر جون ،اگه حاجی حیدر و داداشات بفهمن برات شر درست میشه . + فعلا که برای شیرین خواستگار داره میاد .مادرم نمیذاره بفهمند . چشم های ریزش رو باریک کرد. - کیه ؟! + نمیدونم والا. زمزمه کرد « بیچاره سعیدم !» 

 

کامنت و حمایت فراموش نشههههه فعلا 😘